الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

249

الغدير ( فارسي )

بسيار پيش مىآيد و پياپى بايد به داورى در زمينهء آن پرداخت ، تا ناگزير مىشود دست نياز به سوى گزارش كسى همچون مغيره دراز كند كه دروغگوترين توده و روسبى بازترين ثفقيان شمرده شد ، ( 1 ) ديگرگونىهائى در برنامهء پيامبر داده و آن را بازيچهء خود گرفته چندان كه نماز ويژه براى جشن قربانى را يك روز بيشتر از آن - در روز عرفه - خوانده از بيم آن كه مبادا در سال چهلم از كار بر كنار شود ( 2 ) و همين مرد كه سخن وى را پشتوانه گرفته‌اند كسى است كه هر گاه بر فراز منبر مىنشست فرمانرواى ايمان آرندگان - درود بر او - را به ناسزا ياد مىكرد ( 3 ) 2 برداشت وى دربارهء بهرهء مادر بزرگ پدرى و مادرى از زبان قاسم پسر محمد آورده‌اند كه گفت مادر پدر و مادر مادر به نزد بوبكر راست رو - خداى از او خشنود باد - شدند تا بهرهء خويش را از مرده ريگ نواده به دست آرند وى خواست تا شش يك از آنچه را مرده بر جا گذاشته به مادر مادر دهد كه مردى از انصار گفت بر اين بنياد تو مادر پدرى را بىبهره مى - گردانى با آنكه اگر اين هر دو بميرند و نوادهء آن دو زنده باشد مرده ريگ مادر پدر به او مىرسد ، پس بوبكر شش يك را ميان آن دو بخش كرد . « به گونه اى ديگر » : مادر پدر و مادر مادر به نزد بوبكر راست رو - خدا از وى خشنود باد - شدند و او مرده ريك نواده را نه به مادر پدر بلكه تنها به مادر مادر داد . عبد الرحمن پسر سهيل - يا سهل - كه از تيرهء حارثه بود گفت : اى جانشين برانگيختهء خدا ! تو مرده ريگ را به كسى دادى كه اگر مىمرد و نواده اش زنده بود مرده ريگ وى به او نمىرسيد ، اين بود بوبكر شش يك را ميان آن دو بخش كرد .

--> ( 1 ) ن - برگرديد به جلد ششم از همين كتاب ما ص 141 از چاپ دوم ( 2 ) ن - « الاغانى ترانه‌ها » ج 14 ص 142 ( 3 ) ن - در جلد ششم ص 143 و 144 از چاپ دوم گذشت .